المحقق النراقي
466
خزائن ( فارسى )
خيابانى كه مقابل دهليز بود رفتيم در ميان باغ به عمارتى رسيديم ساخته و پرداخته در نهايت زينت و اطراف آن به باغ گشوده پس داخل آن عمارت شديم . شخصى در نهايت جمال و صفا نشسته و جمعى از ماه لقايان كمر خدمت آن بر ميان بسته ، چون ما را ديد از جا برخاست و عذرخواهى نمود و ترغيب كرد و انواع شيرينيها و ميوهها كه مثل آن نديده بوديم آورد و ما متحير كه ما در اينجا خواهيم ماند يا بازگشتى خواهيم داشت بعد از ساعتى برخاستيم تا به بينيم چه روى خواهد داد . آن شخص ما را مشايعت كرد تا دم دهليز ، پس پدر من از او سؤال كرد كه تو كيستى و اينجا كجاست . گفت من فلان مرد قصابم در بازارچهاى كه نزديك اين قبرستان است دكان قصابى داشتم و عملى به جز اين نداشتم كه هرگز كم نفروختم و اول وقت نماز كه داخل مىشد و صداى مؤذن بلند مىشد اگر گوشت در ترازو بود نمىكشيدم و به مسجد كوچكى كه در آن نزديكى بود به نماز جماعت حاضر مىشدم و بعد از مردن اين موضع را به من دادند و در هفته گذشته كه شما اين سخن را به من گفتيد مأذون به راه دادن نبودم و اين هفته اذن گرفتم . بعد هر يك از ما از مدت عمر خود سؤال كرديم و او جواب مىگفت : از آن جمله شخص مكتب دارى را گفت : تو زياده از نود سال عمر خواهى كرد و او هنوز زنده است و مرا گفت : تو فلان قدر ، و حال پانزده سال ديگر باقى است . طريق استخراج عظيمة * فائدة : طريقهء استخراج عزيمت مثلث مثلًا اين مثلث عدد خانه اول كه 72 به حروف برديم ع ب شد اييل « 1 » بر آن افزوديم عبائيل شد پس عدد خانه سيم كه 68 است [ تصوير ]
--> ( 1 ) - اييل پنجاه و يك است به كتاب ما دروس اوفاقى رجوع شود .